اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن ، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً ، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
چهارشنبه, 15 تیر 1401 - Wednesday, 06 July 2022
کد خبـر : 289
تاریخ انتشار: شنبه, ۰۷ مرداد ۱۳۹۶ ۱۴:۱۵
دسته: شهید هفته
پرینت
ایمیل

شهید مرتضی جمالی؛ مردی از دیار تنگستان

 

مرتضي جمالي فرزند خضر در سال 1344 در خانواده‌اي سبز سيرت و روشن انديش در روستاي چاه پير از توابع شهرستان تنگستان چشم به بيکرانه آفاق هستي گشود.

شهید روحانی: مرتضی جمالی

نام پدر: خضر

تاریخ تولد: 1344

محل تولد: روستای چه پیر از توابع تنگستان

تاریخ شهادت: 1365/10/04

محل دفن: گلزار شهدای روستای چاه پیر

مکان: اروند

مرتضي جمالي فرزند خضر در سال 1344 در خانواده‌اي سبز سيرت و روشن انديش در روستاي چاه پير از توابع شهرستان تنگستان چشم به بيکرانه آفاق هستي گشود.
در ايام شکوفايي انقلاب اسلامي در سال 1357 که حدود 13 سال داشت عاشق و دلباخته‌ي امام و اهداف بلند انقلاب اسلامي شد و سمت بهار را پيدا کرد.
او با شرکت شورآفرين در راهپيمايي‌ها، فعاليت‌هاي تبليغي و پخش اعلاميه‌ها و... در مسير معرفي انقلاب در سال هاي قبل و بعد از انقلاب لحظه‌اي از پا ننشست و بدين سان مسافر هميشگي جاده‌هاي روشني و ميهمان ضيافت پر خون و خطر عشق بود. تحصيلات ابتدايي و راهنمايي خود را در روستاي خود سپري کرد. پس از اخذ ديپلم تجربي، روانه فضاي عطرآگين و لحظه‌هاي آکنده از روشني و طراوت و صفاي حوزه علميه شد. با نبوغ و استعداد سرشار و علاقه زائدالوصفي که به علوم و معارف اسلامي داشت تحصيلات حوزوي را در محضر علما و اساتیدی همچون حضرت آیت الله جوادی آملی با موفقيت پشت سرگذاشت.
با آغاز شدن تهاجم ناجوانمردانه خفاشان شب پرست و باز شدن در بهشت شهادت: با کوله‌باري به وسعت گلواژه هاي استقامت و خلوص و ايثار و دلي آکنده از تاب و تب پرواز روانه جبهه شد. در جبهه با دو سلاح علم و رزم به جهاد بي‌امان با دشمنان اسلام و اداء تکليف آسماني خود پرداخت.
به شهادت تمام همسنگران و ياران،‌ در همه عمليات‌ها و مأموريت ها در نهايت شجاعت و اخلاص عمل مي‌کرد و عشق به شهادت در سيماي نوراني‌اش موج مي زد. مرتضي با علم و عمل که در لحظه لحظه‌اش عشق شهادت و پرواز موج مي‌زد سرمشق همه رزمندگان و همسنگرانش بود. او از آبشار نورافشان تعاليم قرآني و روايات ائمه هدي (ع) به انتشار آيه‌هاي نور مي پرداخت و همچون پدري دلسوز و برادر و معلمي مهربان به توضيح و تشريح احکام اسلامي مي‌نشست.
در نمازهاي شب خود که طنين گريه‌هاي باران خيزش همدوش نسيم سجاده هاي نافله‌ در خط مقدم مي پيچيد از خداوند طلب شهادت مي‌کرد.
سرانجام در شب 4/10/1365 در منطقه‌ي اروندرود هنگام عمليات کربلاي 4 به روي سرخ‌ترين مرگ ها و آسماني ترين پروازها لبخند زد و سرمست از صهباي سحرزاد شهادت به ديدار معشوق شتافت.
پيکر لاله‌پوش آن جرعه نوش صهباي بهشت، چندين سال مفقود و در غربت و بي‌نشاني به روي شانه‌هاي اروند نظاره‌گر خاکيان بود. تا اينکه پس از سالها غربت، پيکر مطهرش توسط گروه تفحص پيدا شد و به وطن بازگشت و پس از تشييع برشانه‌هاي صبور امت حزب الله، به خاک سپرده شد.

 

نظر شما؟  
+ 1
مخالفم + 0
Bookmark and Share
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوشتن دیدگاه