اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن ، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً ، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
چهارشنبه, 15 تیر 1401 - Wednesday, 06 July 2022
کد خبـر : 423
تاریخ انتشار: یکشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۳۱
دسته: شهید هفته
پرینت
ایمیل

اعزام مبلغین (سیره روحانی شهید ابوتراب عاشوری)

 

در استان بوشهر در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، هر چند که روحانیون مختلف در دعوت از مبلغ و اعزام آنها به مناطق مختلف استان نقشی داشته اند، اما شهید عاشوری محور مبلغین خوش فکر و نواندیش و آشنا به مسائل روز به شمار می رفته است. ‏ایشان با ارتباطی که با علماء قم داشتند و بنا به نیاز و تقاضای بانیان مساجد و حسینیه ها، برنامه دعوت و اعزام مبلغین را بخوبی انجام می داد و منزل و مسجد وی مرکز حضور و اعزام روحانیون جوان و با تجربه شده بود که پس از آزمایش صدا ‏و میزان اطلاعات آنها، بستگی به نیاز مناطق به مساجد مورد نظر معرفی می شدند.

‏همسر شهید عاشوری در این رابطه ضمن نقل قولی از حجة الاسلام قرائتی می گوید: «‏به قول آقای قرائتی منزل ما مثل یک پست فرماندهی برای طلبه ها بود. در اینجا آنها را آزمایش می کرد که کدام شخص برای کدام ولایت خوب است. آنها را امتحان می کرد و می گفت این را بفرستیم لاور، آن یکی را خورموج و دیگری را بنه گز و ... و به همین ترتیب آنها را به جاهای مختلف می فرستاد و خرجی و کرایه اشان را هم می داد. هنگامی که از آن محل بر می کشتند یکی دو روز اینجا می ماندند ‏و استراحت می کردند بعد شیخ ابوتراب ماشین برای آنها می گرفت و کرایه اشان می داد و آنها را بدرقه می کرد».

یکی از همسایه های سابق شهید عاشوری در این خصوص می گوید: «تعدادی از روحانیون که برای تبلیغات از حوزه علمیه قم به بوشهر اعزام می شدند، در منزل ایشان سکونت موقت داشتند و سپس به محلات مختلف شهر بوشهر و سایر نقاط استان می رفتند». ‏

شیخ ابوتراب در دیداری که با روحانیون و طلاب داشتند روشهای تبلیغ مناسب در هر مسجد و محل را برای آنها یادآوری می کرد و وظایف آنها را مناسب با محلهای مختلف مشخص می کرد. ‏منزل شهید عاشوری محل پذیرایی از مبلغین و در واقع شخص ایشان میزبان این افراد بودند. در این زمینه همسر شهید عاشوری می گوید: «‏بعضی از طلبه ها که برای تبلیغ می آمدند با زن و بچه می آمدند و خانواده اشان اینجا می ماندند و خودشان برای تبلیغ می رفتند. مخصوصاً اول محرم که می شد، از صبح که بلند می شدیم مانند هتل بدون اینکه بدانیم چند نفر مهمان داریم غذا می پختیم و سفره از ساعت 12 ‏پهن می شد و تا دیر وقت همین طور پهن بود و صرف غذا برای افراد جدید ادامه داشت. ‏همین طور طلبه ها می آمدند و باز سفره می انداختیم. آنهایی که کار پذیرایی انجام می دادند، می گفتند در دیگهای شما چیست که ما هر چه می بریم تمام ‏نمی شود و ما می گفتیم خودمان هم نمی دانیم که این غذا چه برکتی دارد»...

نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0
Bookmark and Share
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوشتن دیدگاه