اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن ، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ ، وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً ، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا
سه شنبه, 03 خرداد 1401 - Tuesday, 24 May 2022
کد خبـر : 551
تاریخ انتشار: چهارشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ ۱۰:۰۸

خلقت پنج تن آل عبا(علیهم السلام) قبل از حضرت آدم (علیه السلام) در روایات اهل سنت و شیعه

مساله تقدّم وجودی پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر جمیع ممكنات عقیده ای صرفاً شیعی نیست بلكه روایات این مساله در كتب اهل سنّت نیز به فراوانی موجود می باشد. لذا این عقیده مشرك بین شیعه و اهل سنّت است. به چند نمونه از این روایات كه بزرگان اهل سنّت در كتابهایشان نقل نموده اند اشاره می شود.
نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «كنت نبیا و آدم بین الماء و الطین : من نبی بودم آنگاه كه آدم بین آب و خاك بود. » ‏(مفاتیح الغیب، فخر رازى ، ج‏6، ص: 525 )
از آن حضرت پرسیده شده: « متى كنت نبیا قال: كنت نبیا و آدم بین الروح و الجسد : از كی نبی شدی؟ فرمودند: من نبی بودن آنگاه كه آدم بین روح و جسد بود.» (المستدرك ، حاكم نیشابوری ، ج2 ، ص 609)
و فرمودند: « اوّل ما خلق اللَّه نورى‏ : اوّل چیزی كه خدا آفرید نور من بود.» و فرمودند: « أوّل ما خلق اللّه روحى : اوّل چیزی كه خدا آفرید روح من بود. » (ینابیع الموده ، قندوزی حنفی ، ج1 ، ص45)
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:« إنی عند اللّه لخاتم النبیین و إن آدم لمنجدل فی طینته. ـــ من در نزد خدا خاتم النبیین بودن در حالی كه آدم افتاده در طینت خود بود.» (مسند احمد بن حنبل ، ج4 ، 127)
نبی اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: « كان الناس من شجر شتى ، و كنت انا و على من شجرة واحدة. ـــــ مردم همه از درخت دیگری هستند ولی من و علی از درخت واحدی هستیم.» (لسان المیزان ، ابن حجر ، ج3 ، ص180)
و فرمودند: « خلقت من نور الله عز و جل و خلق أهل بیتی من نوری، و خلق محبوهم من نورهم، و سائر الناس فی النار : من از نور خدا آفریده شده ام و اهل بیت من از من خلقت یافته اند و دوستداران آنها نیز از نور ایشان آفرینش یافته اند و سایر مردم در آتشند.» (ینابیع الموده ، قندوزی حنفی ، ج1 ، ص46)
2ـ مساله ی خلقت بزرگترین سرّ الهی و سرّ الاسرار است لذا چه در آیات و چه در روایات به گونه ای بیان شده كه جز خواصّ ، كسی به كنه آن راه نمی یابد. بخصوص در قرآن كریم كه مورد قبول و استفاده عموم مسلمین در سطوح مختلف می باشد این مساله با خفای بیشتری بیان گردیده است ؛ ولی در روایات كه در حقیقت تفاسیر آیات می باشند این مساله تا حدودی بسط یافته تر مطرح شده است.
 
ــ آیات دالّ بر تقدّم وجودی نبی اكرم و اهل بیتش (علیهم السلام) بر جمیع ممكنات.
« قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدینَ ـ: بگو:« اگر براى رحمان فرزندى بود، خود من نخستین پرستندگان بودم. » (الزخرف : 81 )
یعنی اگر خدا معاذ الله فرزندی داشت ، فرزند او نیز باید پرستیده می شد و چون نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در دار هستی اوّل مخلوق و اوّل پرستنده ی خدا می باشد لذا اگر خدا معاذ الله فرزندی می داشت آن حضرت قبل از همه او را پرستش می نمود و نخستین پرستنده ی او می شد ؛ لكن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جز خدای یگانه را نپرستید ؛ پس معلوم می شود كه خدا فرزندی ندارد. در این استدلال كه خداوند متعال بر فرزند نداشتن خود نموده است به طور ضمنی بر مخلوق اوّل بودن و نخستین پرستشگر بودن نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز اشاره نموده است ؛ لكن اگر ائمه اطهار(علیهم السلام) پرده از این مطلب مخفی شده در آیه بر نمی داشتند معلوم نبود كسی بتواند متوجّه آن شود.
خداوند متعال فرماید: « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فی‏ زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ یَكادُ زَیْتُها یُضی‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ : خدا نور آسمانها و زمین است. مَثَلِ نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى، و آن چراغ در شیشه‏اى است. آن شیشه گویى اخترى درخشان است كه از درخت خجسته زیتونى كه نه شرقى است و نه غربى، افروخته مى‏شود. نزدیك است كه روغنش- هر چند بدان آتشى نرسیده باشد- روشنى بخشد. روشنى بر روى روشنى است. خدا هر كه را بخواهد با نور خویش هدایت مى‏كند، و این مثلها را خدا براى مردم مى‏زند و خدا به هر چیزى داناست. » (النور : 35 )
خداوند متعال فرموده است خدا نور آسمانها و زمین است آنگاه برای نور خود مثلی ذكر نموده كه فهم این مثل به حقیقت از عهده ی غیر خواصّ خارج است.
« جابر بن عبد الله الأنصاری وارد مسجد كوفه شدم در حالی كه أمیرالمؤمنین (صلوات الله و سلامه علیه) چیزی می نوشت در حالی كه تبسّمی بر لب داشت ؛ گفتم : یا أمیرالمؤمنین، چیزی تو را به خنده واداشته؟ فرمودند: عجب دارم از كسی كه این آیه را قرائت می كند و آن را آنگونه كه شایسته است در نمی یابد. گفتم كدام آیه یا أمیرالمؤمنین؟ فرمودند: قول خدای تعالى كه : اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ ؛ مشكاة (طاقچه) محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) است ؛ فِیها مِصْباحٌ ، و منم آن مصباح (چراغ) ؛ فِی زُجاجَةٍ ؛ و زجاجة (شیشه ی چراغ) حسن و حسین می باشند ؛ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّیٌّ و او علی بن الحسین است ؛ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ محمد بن علی است ؛ زَیْتُونَةٍ ، جعفر بن محمد باشد ؛ لا شَرْقِیَّةٍ ، موسى بن جعفر بُوَد ؛ وَ لا غَرْبِیَّةٍ ، علی بن موسى است ؛ یَكادُ زَیْتُها یُضِی‏ءُ محمد بن علی باشد ؛ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ علی بن محمد است ؛ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ ، حسن ابن علی باشد؛ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ ؛ قائم ما مهدی است وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ. » (البرهان فى تفسیر القرآن، ج‏4، ص: 72)
زمانی كه ابلیس بر آدم سجده نكرد خداوند متعال فرمود: «... یا إِبْلیسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالینَ : اى ابلیس، چه چیز تو را مانع شد تا براى چیزى كه به دو دست خویش آفریده ام سجده آورى؟ آیا تكبّر نمودى یا از عالی مقامان بودی؟» (ص : 75)
از این آیه ی شریفه بر می آید كه تنها دو گروه بر آدم (علیه السلام) سجده نكردند ، مستكبرین و آنان كه عالی مقام بودند ؛ لذا با این سوال فهماند كه ابلیس از عالی مقامان نبود پس به یقین از سر استكبار و عصیان سجده نكرده است. حال سوال این است كه این عالی مقامان چه كسانی هستند ؛ به یقین اینان ملائك نیستند چون طبق آیات قرآن كریم ، همه ی ملائك مأمور به سجده بودند لذا منظور از عالین كسانی هستند كه برتر از ملائك و برتر از آدم (علیه السلام) می باشند.
ابو سعید خدری گوید: نزد رسول الله ـ صلى الله علیه و آله ـ نشسته بودیم در این هنگام مردی رو به حضرت نموده گفت: یا رسول الله مرا خبر ده از قول خدای عزّ و جلّ به ابلیس كه « أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِینَ » ؛ یا رسول الله چه كسانی هستند اینان كه برتر از ملائك مقرّب می باشند؟ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند : ایشان من و علی و فاطمة و حسن و حسین هستیم ، ما در سراپرده های عرش تسبیح خدا می كردیم و ملائك به تسبیح ما تسبیح می گفتند ، دو هزار سال قبل از خلقت آدم . پس چون خدا آدم را آفرید امر نمود ملائك را كه بر او سجده نمایند و ملائك مأمور به سجده نشدند مگر به خاطر ما پس ملائك همگی سجده كردند مگر ابلیس كه از سجده خود سر باز زد. پس خداوند تبارك و تعالى فرمود : یا إِبْلِیسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِینَ.» (البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏4، ص: 684 )
آیات دیگری نیز وجود دارند كه در آنها این حقیقت بیان شده است لكن خفای حقیقت در آن آیات بیشتر بوده ، استنباط این حقیقت از آنها نیازمند معونه علمی افزونتری است ، لذا از ذكرشان صرف نظر می شود.
3ـ امّا روایات شیعه كه ناظر به نحوه خلقت موجودات هستند و نور چهارده معصوم را مقدّم بر جمیع ممكنات معرّفی می كنند ، بسیار فراوان می باشند كه به برخی از آنها اشاره می شود ؛ لكن از آنجا كه ورود عمقی به این گونه مطالب نیازمند داشتن معلومات فلسفی و عرفانی بالایی است از تفسیر مفصّل روایات در این مقال پرهیز و به توضیحی اجمالی بسنده می شود.
الف) « جابر بن عبد اللَّه نقل كرده كه به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتم اوّل چیزى كه خداوند آفرید چه بود؟ فرمود نور پیامبرت كه از آن تمام خیر و خوبی ها را آفرید ؛ بعد آن نور را در مقام قرب خود هر چه خواست نگه داشت ، سپس به چند قسمت تقسیم نمود ، از یك قسمت عرش و از دیگرى كرسى و حاملین عرش و خزنه ی كرسى را آفرید و قسمت چهارم را در مقام حبّ قرار داد تا موقعى كه خواست ؛ آنگاه آن به چند قسمت تقسیم نمود ؛ از یك قسمت قلم و از قسمت دیگر لوح و از قسمت دیگر بهشت را آفرید و قسمت چهارم را در مقام خوف نگه داشت تا زمانى كه می خواست سپس آن به چند قسمت تقسیم نمود و ملائكه را از یك قسمت و خورشید را از قسمت دیگر و ماه و ستارگان را از قسمت سوم آفرید و قسمت چهارم را در مقام رجاء قرار داد تا هنگامى كه می خواست آنگاه آن را چهار قسمت كرد ؛ عقل را از یك قسمت ، علم و حلم را از قسمت دیگر و عصمت و توفیق را از قسمت سوم آفرید و قسمت چهارم را در مقام حیاء قرار داد تا موقعى كه می خواست سپس با دیده ی هیبت بر او نگریست ؛ آن نور به صورت قطرات درآمد و یك صد و بیست و چهار هزار قطره شد كه از هر قطره‏ اى روح پیامبر و رسولى را آفرید سپس ارواح انبیا تنفسی كردند و از تنفس آنها ارواح اولیا و شهداء و صالحین را آفرید.» ( بحار الأنوار ، ج‏25، ص 22)
 
ب) « حضرت امام باقر علیه السّلام فرمودند: خداوند یكتا در وحدانیت خویش بود ، آنگاه تكلّم به كلمه ‏اى كرد كه آن كلمه نورى شد ؛ از آن نور محمّد و علی و عترتش را آفرید ؛ بعد تكلّم به كلمه ی دیگرى كرد كه به صورت روحى درآمد ؛ آن روح را در نور قرار داد و ساكن بدنهاى ما گردانید به همین جهت ما روح اللَّه و كلمه ی او هستیم به وسیله ما از خلق خود در حجاب قرار گرفت . پیوسته در سایه ی عرش سبز و خرّم مشغول به‏ تسبیح و تقدیس بودیم ، آن زمان كه نه خورشید و نه ماه بود و نه چشمى كه آن به زده شود. سپس شیعیان ما را آفرید و شیعه را به این نام نامیده‏ اند چون از شعاع نور ما آفریده شده ‏اند.» (بحار الأنوار ، ج‏25، ص24)
 
ج) « حضرت امام باقر علیه السّلام فرمود: ای جابر! خدا بود در حالى كه هیچ چیز با او نبود نه معلوم و نه مجهول ؛ اوّلین موجودى كه آفرید محمّد مصطفى (صلی الله علیه و آله و سلم) بود ؛ ما اهل بیت را هم با او از نور خود و عظمتش آفرید و به صورت سایه ‏اى سبز در مقابل خود نگه داشت آن موقع كه آسمان و زمین و شب و روز و خورشید و ماه وجود نداشت. نور ما از نور پروردگارمان جدا شد ، همانند جدا شدن پرتو خورشید از خورشید. ما او را تسبیح و تقدیس و ستایش می كردیم و عبادتى واقعى می نمودیم. بعد خدا اراده نمود كه مكان را بیافریند آن را آفرید و بر مكان نوشت لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ و علی امیرالمؤمنین و وصى او است ؛ به وسیله علی پیامبر را تأیید و نصرت دادم.سپس عرش را آفرید و بر سرادق عرش همان جملات را نوشت.آنگاه آسمانها را آفرید و بر اطراف آن همین كلمات را نوشت. بعد بهشت و جهنم را آفرید و بر آنها نیز همین جملات را نوشت. سپس ملائكه را آفرید و آنها را ساكن آسمان گردانید آنگاه خداوند خود را به آنها معرفى نمود و از آنها پیمان به ربوبیّت براى خود و نبوّت براى حضرت محمّد و ولایت براى علی علیه السّلام گرفت. ملائكه از این پیمان مضطرب شدند ؛ خداوند بر آنها خشم گرفت و فیض دیدار خود را از آنان گرفت. ملائكه هفت سال پناهنده به عرش شدند و از خدا تقاضا می كردند آنها را از خشم خود پناه دهد و اقرار به پیمان خود می كردند و تقاضاى رضا مى‏ نمودند. خدا بواسطه همین اقرار آنها از آنان راضى شد و آنها را به خاطر این اقرار ساكن آسمان گردانید و به خدمت خویش اختصاص داد و براى عبادت آنها را انتخاب نمود. آنگاه خداوند به انوار ما دستور داد كه تسبیح كنند و از تسبیح ما آنها (ملائكه) تسبیح نمودند. اگر تسبیح ما نبود آنها نمی دانستند چگونه خدا را تسبیح كنند و چگونه تقدیس نمایند.
آنگاه خداوند هوا را آفرید و بر آن نوشت: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ علی امیر المؤمنین وصى او است بوسیله علی او را تأیید كردم و نصرت نمودم . سپس جنّ را آفرید و آنها را ساكن هوا نمود و از ایشان پیمان گرفت براى خود به ربوبیّت و براى محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) به نبوّت و براى علی به ولایت. هر كه اقرار نمود اكنون اقرار دارد و هر كه انكار كرد اینك انكار دارد. اوّلین كسى كه انكار نمود ابلیس بود ، خدا او را لعنت كرد پس كار او منتهى به شقاوت گردید.
بعد خداوند انوار ما را امر كرد كه تسبیح نمایند پس جنیان بواسطه تسبیح ما تسبیح كردند و الّا نمی دانستند چگونه تسبیح كنند. بعد خداوند زمین را آفرید و در اطراف آن نوشت: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ علی امیر المؤمنین و وصى اوست كه پیامبر را بوسیله او تأیید و نصرت كردم به همین جهت آسمانها بدون پایه پا بر جا است و زمین استوار است . سپس خداوند آدم را آفرید از پهن دشت زمین. قیافه‏اش را آراست و در او از روح خود دمید آنگاه ذریّه او را از نهادش خارج كرد و از ایشان پیمان گرفت به ربوبیت خود و نبوت محمّد و ولایت علی ؛ هر كه خواست اقرار كرد و هر كه خواست انكار نمود. ما اوّلین گروهى بودیم كه به این اقرار نمودیم آنگاه به محمّد صلى اللَّه علیه و آله فرمود به عزت و جلال و مقام والایم سوگند كه اگر تو و علی و عترت هادى و مهدى و راهنمایت نبودید بهشت و جهنم و مكان و زمین و آسمان و ملائكه و هیچ موجودى را نمى‏ آفریدم كه مرا بپرستد. یا محمّد تو دوست و حبیب و صفىّ و برگزیده ی خلق من و محبوب ترین آنها در نزد منى و اوّلین كسى هستى كه او را از میان مخلوق خود امتیاز بخشیدم، سپس بعد از تو صدیق امیرالمؤمنین علی وصىّ تو را كه بوسیله او تو را نصرت و تأیید نمودم و او را دستاویز محكم و روشنى بخش دوستان و چراغ راهنما قرار دادم پس از او این راهنمایان هدایت یافته را بواسطه شما آفریدم . شما برگزیدگان خلق هستید ؛ شما را وسیله آمرزش و بازخواست قرار دادم هر چیزی نابودشونده است به جز وجه من و شما وجه من هستید كه نابود نمی شوید و هلاك نمی گردید و هر كه شما را دوست بدارد نابود نمی شود. هر كه پیش من بیاید با محبّت دیگرى ، گمراه است و عمر خود را به هدر داده است. شما برگزیدگان خلق و حامل اسرار و گنجینه علم من و سرور اهل آسمان‏ها و اهل زمین هستید. آنگاه خداوند سایبانى از ابر و ملائكه بر زمین فرستاد و انوار ما اهل بیت را با آن فرستاد و به صورت نور در مقابل خود قرار داد او را تسبیح می كردیم در زمین همان طور كه در آسمان تسبیح مى‏نمودیم و تقدیس می كردیم و در زمین او را می پرستیدیم همانطورى كه در آسمان مى‏پرستیدیم.
وقتى خداوند اراده اخراج ذریّه ی آدم كرد براى گرفتن پیمان ، این نور را در آن راه داد آنگاه ذریه او را از نهادش خارج كرد در حالی كه لبیك می گفتند. ما خدا را تسبیح كردیم و بواسطه تسبیح ما آنها تسبیح نمودند و الّا نمی دانستند چگونه تسبیح كنند. آنگاه خداوند براى پیمان گرفتن به ربوبیّت خود خویش را به آنها معرّفى نمود. وقتى فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم ؟ ما اوّلین كسى بودیم كه آرى گفتیم. سپس پیمان گرفت برای محمّد به نبوت و براى علی به ولایت و هر كه خواست اقرار كرد و هر كه خواست انكار نمود. پس ما اولین مخلوق خدا و اولین پرستنده و تسبیح‏ كننده ی او بودیم. ما سبب آفرینش و موجب تسبیح و عبادت ملائكه و انسانها بودیم و بوسیله ما خدا شناخته شد و به یگانگی پرستش گردید و بواسطه ما گرامى شد هر كس از مخلوقات مقامى یافت. ما سبب پاداش، پاداش گیران و كیفر تبهكاران هستیم. سپس این آیه را تلاوت نمود: « وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ» و آیه دیگر : « قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِینَ.»
پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) اولین كسى است كه خدا را پرستش كرده و اول كسى است كه منكر فرزند یا شریك داشتن خدا شده و ما پس از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قرار داریم.
سپس نور ما را در صلب آدم علیه السّلام قرار داد پیوسته این نور از صلب و رحمها منتقل می گردید به صلب و رحمى دیگر ؛ از هر صلبى كه منتقل می شد كاملاً آشكار بود كه این نور دیگر از او منتقل شده و در صلب دیگر كه قرار می گرفت آثار شرافت نور در او آشكار می شد تا بالاخره به صلب عبد المطلب رسید و به رحم فاطمه مادر عبداللَّه منتقل شد در این هنگام به دو قسمت تقسیم گردید: یك قسمت در عبداللَّه قرار گرفت و قسمت دیگر در ابوطالب ؛ این است تفسیر آیه قرآن: « وَ تَقَلُّبَكَ فِی السَّاجِدِینَ» كه منظور اصلاب پیامبران و رحم هاى زنان ایشان است بدین طریق خداوند ما را در اصلاب و ارحام پدران و مادران از زمان آدم سریان داد.» ( بحار الأنوار ، ج‏25، ص 18)
 
توضیح اجمالی :
اوّل حقیقتی كه از ذات خداوندی ظاهر شد ، نور وجود بود كه سرتاسر عالم را روشن ساخته است و بدون وجود هیچ موجودی ظهور نخواهد داشت ؛ لذا از آن حقیقت وجودی تعبیر به نور خدا شد. این حقیقت ، مرتبه ، مرتبه تنزّل یافت و در هر مرتبه به صورتهایی چون عرش و كرسی و هفت آسمان و ملائك و ... ظاهر شد ؛ و از جمله به صورت آدم در آمد. لذا آدم (علیه السلام) حامل آن نور وجود بود و ظهور این حقیقت در او بیش از همه ی موجودات بود ؛ لذا او خلیفة الله شد و بعد از او هر كه حامل حدّ بالایی از این نور بود به نبوّت و وصایت می رسید. امّا در بین موجودات عالم هیچ موجودی نیست كه با آن نور وجود اتّحاد تامّ و كامل داشته باشد جز چهارده معصوم. لذا از این نور واحد كه سرتاسر عالم را پر نموده تعبیر می شود به نور چهارده معصوم(علیهم السلام). البته فهم دقیق و عمیق این حقیقت برای كسانی كه طریقه برهان عقلی و منازل باطن را نپیموده با نور وجود آشنا نشده اند در حدّ بالایش ممكن نیست ، اگر چه هر كس به مقدار خود بویی از این احادیث شریف استشمام می كند.
لذا اینكه فرمودند چهارده معصوم قبل از همه موجودات خلق شده اند منظور آن وجود ساری و نوری است كه این چهارده تن به واسطه ی اتّصال تامّشان با آن حقیقت، خود را مقدّم بر كلّ موجودات معرّفی نموده اند ؛ و البته مراد از تقدّم در اینجا تقدّم وجودی و رتبی است نه تقدّم زمانی ؛ چون زمان تنها اختصاص به عالم مادّه دارد و وجود مادّی و زمانی حضرت آدم (علیه السلام) قبل از همه ی انسانها آفریده شده است ؛ امّا در همان زمان كه آدم آفریده می شد آن حقیقت نوری حضور داشت و اساساً فیض وجود از طریق او به آدم رسید.
نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0
Bookmark and Share
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوشتن دیدگاه